چشم ها را باید شست
اگر چه برجام با تدبیر دولت حسن روحانی و وزیر خارجه خردمندش به فرجام رسیده است اما کشور از لحاظ اقتصادی در رکودی کم سابقه به سر می برد. خزانه تهی گشته، بازار کسب و کار بی رونق شده و بنگاه ها و شرکت ها در آستانه ورشکستگی قرار دارند. سرمایه های اجتماعی که در طی هشت سال دولت پیشین به شدت آسیب دید، هنوز بازسازی نشده است .
طبقه متوسط ایرانی که در انتخابات 92 بارقه های امید درونش روشن گشت هنوز در انتظار به سر می برد و اعتمادش برای حضور در صحنه اجتماع و کار و فعالیت جلب نگشته است .
در عرصه فرهنگ همچنان شاهد نهادهای تصمیم گیری موازی هستیم. همچنان رسانه های مستقل با ترس و لرز ادامه حیات می دهند. کنسرت های موسیقی از سویی مجوز می گیرند و از سویی دیگر توسط افرادی مورد هجوم قرار می گیرند. از همه مهمتر وضعیت رقت بار محیط زیست کشور است. منابع آبی به کمترین مقدار خود رسیده است. دریاچه ها، تالاب ها و رودخانه ها خشک گشته و یا در شرف مرگ قرار گرفته اند. مساحت جنگل های کشور رو به کاهش نهاده است. روز به روز از میزان تنوع جانوری و گیاهی در اکوسیستم ها کاسته می گردد. میزان آلودگی هوا در شهر های بزرگ و مناطق صنعتی به وضعیت قرمز و هشدار دهنده رسیده است. هنوز مدیران کشور بدون توجه به نظریات کارشناسان از طرح هایی همچون انتقال آب و ساخت سدها سخن می گویند. هنوز مسولانی یافت می شوند که با افتخار خبر از راه اندازی و افتتاح مراکز صنعتی می دهند که بدون توجه به ظرفیت زیستی و جانمایی های نادرست طراحی شده اند .
به همه ی اینها اضافه کنید افزایش میزان خودکشی، افزایش طلاق و اعتیاد و روآوردن جوانان به مواد روان گردان و خروج سرمایه ها از کشور و سیستم آموزشی ناکارآمد که به جای تولید نشاط و سرزندگی و ارتقاء مهارتهای زندگی اجتماعی همچنان شعارمحور و متکی بر حفظیات هستند .
در این فضا خبر رد صلاحیت بسیاری از فعالین اجتماعی و سیاسی، افراد خوش نام و محبوب در سرتاسر کشور برمیزان دلسردی ها، ناامیدی و یاس فزاینده اجتماعی افزود. اگر همه دشواری ها و معضلات کشور را به کناری بنهیم افزایش ناامیدی و یاس و افسردگی کافی است همچون موریانه یک جامعه را از درون بی صدا و خاموش تهی و بسیار آسیب پذیر گرداند. هر جامعه و ملتی به امید زنده است. با امید و بازسازی اعتماد عمومی می توان از سرزمینی سوخته، مملکتی آباد، پیشرفته و سربلند ساخت .
در عوض انسان های ناامید یا به خشونت علیه خود دست می زنند و یا به وندالیسم و تخریت اموال عمومی متوسل می شوند و یا به طور دست جمعی به شورش های کور و بی سرانجام رو می آورند. همه ی این ها هزینه های حفظ امنیت و اداره کشور را صد چندان می گرداند.هر کدام از مشکلات و معضلات ذکر شده می تواند زنجیروار زاینده مشکلات ریز و درشت دیگر باشد. به طور مثال بحران کم آبی خود می تواند موجب افزایش فقر، مهاجرت های گسترده، افزایش حاشیه نشینی در شهرها ، افزایش خشونت و بزهکاری، افزایش بیکاری، دشمنی و...از این جهت به درستی گفته شده است آنچه را که واسطه بحران کم آبی کشور را تهدید می کند بدون شک بیشتر از خطر دشمنان خارجی ایران است .
در چنین وضعیتی چه مسوولیت و وظیفه ای بر دوش نخبگان و نیروهای اصلاح طلب و تحول خواه جامعه است؟ انتخابات مجلس شورای اسلامی مهم است. چرا که یک مجلس معتدل در کنار یک دولت مدنی و با تدبیر در یک تعامل سازنده و البته نه طبعیت محض، می تواند با نظارت غیر مغرضانه و عقلانی و تصویب و اصلاح قوانین در جهت تسهیل روند توسعه کشور ما را از بزنگاه های خطرآفرین و دلهره آور که پیش رویمان قرار دارد عبور دهد. ما زمان برای جدل های بی حاصل و خشونت ورزی کلامی علیه یکدیگر نداریم .
در زمانه کنونی هیچ چیز به اندازه گفتگو در سایه صلح و آشتی ملی کار را مارا به سرانجامی نیک نمی رساند.اگر رقیب دست به حذف گسترده، در پی نشان دادن اقتدار و اعمال اراده خود در اداره کشور می باشد، بر نیروهای تحول طلب و اصلاح طلب جامعه مدنی ایران است که اسیر این بازی نشوند و شکل بازی را عوض کنند. به جای پاسخ های تند و به کار بردن القاب و یا ساختن جوک هایی که بیشتر مخربند تا سازنده، به یک گفتمان مبتنی بر تشریح وضعیت دشوار کشور و هشدار برای آینده ایران بپردازیم.این گفتگو از سویی با جناح مقابل باید باشد و از سویی با مردم ایران. باید به هر شکل خطرهایی که همه کشور را، همه اقوام، مذاهب و طیف های سیاسی و اجتماعی را تهدید می کند و خشک و تر را با هم می سوزاند مدام گوشزد شود. قهر کردن، در خانه نشستن و جوک ساختن چاره درد ما نیست.باید از حداقل فضای موجود بیشترین بهره را برد.جامعه مدنی ایران بسیار نحیف است.قوامبخشی به این جامعه مدنی وظیفه همه نیروهای تحول خواه و اصلاح طلب و معتدل ایرانی است .
اگرچه ما در گذشته و به خصوص در دولت اصلاحات از این مهم غفلت ورزیدیم و البته چوب این غفلت را هم خوردیم.همه نیروهای اصلاح طلب باید بر خود وظیفه بدانند که در هر جا ساکنند،شهرهای بزرگ و کوچک ،روستاها و محله ها در به وجود آوردن نهادهای مدنی نقشی ایفا کنند. اما در این وقت کوتاه تا انتخابات سرنوشت ساز مجلس نیز باید برای مردم توضیح دهند که کشور در چه وضعیتی از لحاظ افتصادی،اجتماعی،فرهنگی و محیط زیستی قرار دارد و چرا باید با همه تنگ نظری هایی که اعمال شده است در انتخابات شرکت کرد تا نیروهای معتدل و مدنی تر کرسی ها مجلس را از آن خود کنند. همه سعی ما باید این باشد که نهادهای قانون گذار و مجری کشور به تفاهم بیشتری برسند .
ما باید سیاست واحدی را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشیم تا تکلیف سرمایه گذاران، هنرمندان، روزنامه نگاران و ... در این کشور مشخص شود .
سرگردانی موجود که در بین فعالین اقتصادی و بخش خصوصی وجود دارد در صورتیکه بیش از این ادامه یابد موجب هرز رفتن سرمایه ها و سرخوردگی گسترده تر اجتماعی و ادامه رکود در بخش های مختلف می گردد که عواقبی بس زیانبار دارد.از میان تایید صلاحیت شدگان بی شک نیروهایی معتدل، مدنی و صاحب تخصص و دارای علم یافت می شوند که شیوه زندگی و روش و منششان فاصله چندانی با آنچه را که ما اصلاح طلبی می دانیم ندارد. دیگر وقت آن گذشته است که ما اصلاح طلبی را صرفا در تکرار یک سری شعارها و یا فریاد کردن نام یک سری شخصیت های سیاسی خلاصه کنیم. اصلاح طلبی بیش از هر چیز دیگر باید در منش و روش زندگی انسان ها ریزش داشته باشد. با این تعریف دیگر ما خود را چندان در تنگنا احساس نمی کنیم. به گفته بزرگی ایران همچون یک قالی چهل تکه است که هر تکه ای را بلند کنید زیرش یک جواد ظریف پیدا می شود .
هنر ما باید این باشد که مستقل ها را به نیروهای اصلاح طلب تبدیل کنیم. برای حل و یا عبور از بحران های افتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی بی شک نیازمند رابطه ای صلح آمیز با جهان و همچنین در درون با خودمان هستیم. برای بهبود وضعیت ناوگان حمل و نقل، برای ارتقاء کیفیت صنعت خودروسازی، برای استاندارد سازی پالایشگاه ها، فیلتر گذاری کارخانه ها و مراکز صنعتی، برای برداشتن فلرها، برای استفاده، بهره بردن و یا جایگزین کردن انرژی های سبز به جای سوخت های فسیلی، برای نجات دریاچه ارومیه و...همه و همه نیازمند پرهیز از تنش و درگیری با کشورهای جهان و استفاده از تکنولوژی مدرن و به روز دنیا و داد و ستد فرهنگی و علمی با جهان خارج هستیم .
برای حل همه اینها ما نیاز به افرادی داریم که به دور از قشری نگری، هیاهو و سیاست زدگی با عقلانیت، تفکر و بهره گرفتن از خرد جمعی و تعامل ، گره های معضلات اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی و زیست محیطی جامعه ایرانی را با حوصله یکی یکی بگشایند .
ما موظف هستیم برای داشتن ایرانی آبادتر وزن نیروهای معتدل، خردگرا و مدنی در هر کجا از جمله مجلس شورای اسلامی را بالا ببریم.ما نمایندگانی را می خواهیم که سنگ ها را از پیش پای چرخ های توسعه کشور بردارند.مطمئنا روان گردیدن چرخ های توسعه کشور با منافع اندکی سازگار نخواهد بود.و اینان از سنگ اندازی در پیش پای توسعه کشور دریغ نخواهند کرد اگر چه اینان نیز اگر نیک بیندیشند در دراز مدت خود متضرر می شوند و یا فرزندانشان روزی آسیب خواهند دید و مصائب و بلایای توسعه نیافتگی دامن آنان را نیز خواهد گرفت.توسعه حوصله می خواهد.هیچ جای دنیا با بی صبری، بی تابی و رفتارهای احساسی،عاطفی ، تنش و درگیری و خشونت ورزی پیشرفت،آبادانی و توسعه حاصل نیامده است.انسان های با حوصله، متفکر،عقلانی،خرد ورز،قانون گرا و پایبند به قاعده بازی و آزاد اندیش را به مجلس بفرستیم. جامعه ایران ،جامعه پویایی است.در گوشه و کنارش انسان های اندیشمند و خلاق فراوان یافت می شود.اصلاح طلبی را در نام هایی مشخص خلاصه نکنیم.دایره اش را تنگ تعریف نکنیم.از شعارگرایی پرهیز کنیم.مطمئن باشیم از میان کاندیداهای باقی مانده هم انسان هایی با بینش و دیدگاه اصلاح طلبانه چندان کم نیستند.تنها باید چشمها را بشوییم و به گونه ای دیگر ببینیم .


جنوب را با آفتابش می شناسند.آفتابی که ما افتو اش می خوانیم.افتو می خواهد روایتگر روزگار باشد.در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی درقالب مقاله های تحلیلی،گزارش ها و دلنوشته ها خاصه از شهر و دیارم گاوبندی. از پس روزمرگی ها نوری بیفکنم بر آنچه را کمتر به چشم می آید و یا در غبار زمانه گم گشته است.تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.