زخمه بر جان

 حسین علیزاده این تار نواز و سه تارنواز  ایرانی امروز دیگر در موسیقی اصیل ایرانی صاحب مکتبی شده است.مکتب موسیقی اش در کلاس های موسیقی تدریس می شود.او در ضمن یک پژوهشگر و موسیقی شناس مشهور است.همچنین ازچهره های تحسین شده موسیقی فیلم در ایران می باشد.موسیقی فیلم هایی همچون دلشدگان،گبه،زشت و زیبا ،زمانی برای مستی اسب ها آثار ارزشمند و زیبایی است که ارایه نموده است.پنجشنبه 23 اردیبهشت کاری از او را در سالن شهید آوینی بوشهر دیدم.تار نوازی و سه تار نوازی اش در حالی که حمید قنبری با ساز تنبک او را
همراهی می کرد.قسمت اول برنامه سه تار نوازی در دستگاه اصفهان و قسمت دوم شامل تار نوازی در دستگاه های بیات ترک و ماهور بود. نزدیک به 500 نفر از جوان تا میانسال و پیر برای دیدن کاری دیگر از او آمده بودند .جمعیتی که در سکوتی زیبا، در دو قسمت تار نوازی و سه تار نوازی او را مشتاقانه تماشا کردند و هر بار ایستاده تا لحظاتی دراز با صدای کوبش دست هایشان کار این هنرمند چیره دست ایرانی را تحسین کردند.شور و حال نواختن علیزاده حقیقتا کم نظیر است.به یاد دارم که او یکبار در گفتگو با یک تلویزیون خارج از مرز گفت که یکبار به بهشت رفته و آن همان هنگام بوده که
در رادیو ملی ایران با بزرگان موسیقی ایران همچون جلیل شهناز،محمد رضا لطفی، روح اله خالقی و شجریان همنشین بوده است.حسین علیزاده دقایقی نیز با مردم سخن گفت.از گرمای وجود بوشهری ها سخن به میان آورد.از اجرای کنسرت محسن شریفیان نی انبان نواز بوشهری در تهران گفت که در چند شب پیش او نیز دعوت بوده است.او موسیقی بوشهر را ستود و یادآور شد موسیقی غم بوشهر چنان پر سوز و گداز است که زخمه بر دل می زند و موسیقی شادش چنان است که انسان را از خود بی خود می کند.او افزود که موسیقی ایرانی همچون گویش ها و فرهنگ ایرانی پر از تنوع و احساس های متفاوت است و ما
وقتی در آن سوی مرز برای مخاطبان خارجی برنامه اجرا می کنیم باید همه ی این احساس های متفاوت را در ذهن خود یکجا گرد آوریم تا مخاطب چیزی جدید را تجربه کند.او همچنین به حضار به خصوص جوانان توصیه کرد که هویت ایرانی و بومی خود را از یاد نبرند.اجرای حسین علیزاده در ادامه تورهای شهرستان های اوست که پس از کرمانشاه به بوشهر رسید.

صبح امید

 

روزنامه ندای هرمزگان دوشنبه 12 اردیبهشت 95

خیابان ها ی شهرهای غرب استان در شامگاه جمعه 10 اردیبهشت و پاسی از بامداد 11 اردیبهشت ساعاتی را به خود دید که به گمانم در تاریخ این خطه بی سابقه بوده است.شور،شعف و شادمانی مردم از طیف ها مختلف فارغ از تعلقات قومی ، مذهبی و منطقه ای به شکل شگفت آوری همه جا را فراگرفته بود.پس از روزها انتظار همراه با تشویش،نگرانی توام با جدل ها و بحث های داغ انتخاباتی وقتی خبر پیروزی طرفداران تغییر و اصلاح طلبان رفته رفته رنگ واقعیت به خود گرفت شاهد انفجار شادی مردم بودیم.اما این صبح امید چگونه شکل گرفت؟

سالها می گذرد از آن روزی که در محله قدیمی شهر گاوبندی آن روزگار، در هنگام انتخابات مجلس شورای ملی آن دو زن ، یکی به طرفداری از آموزگار سنی و دیگری به هواداری از تراکمه شیعه یکدیگر را به باد ناسزا گرفتند.هردوی آنها سالهاست که رخت از این سرای بربسته اند.خدای مهربان هر دوی آنها بیامرزد. تقصیری بر آنان نبود .دلی پاک و ذهنی ساده داشتند.اگرچه پیروان دو مذهب شیعه و سنی سالها در این خطه از میهنمان همزیستی مسالمت آمیزی داشته اند اما در موسم انتخابات همواره شاهد نمود یافتن بیشتر تعصبات مذهبی بوده ایم و نمی توان کتمان کرد که این تعصبات به فضای انتخابات شکل و جهت می بخشیده اند.اما این دوره متفاوت از دوره های پیش، تعصبات مذهبی کمتر در جهت بخشی به سمت و سوی رای ها نقشی ایفا کرد .همچنین شاهد کاهش تاثیر تعلقات منطقه ای و قومی بودیم.بستکی ها46    درصد به کاندیدایی غیر بستکی رای دادند.اما آنچه به جای این تعلقات مذهبی،قومی و منطقه ای نشست نگاه هایی کلان تر به منافع ملی به خصوص از سوی نخبگان بود.

نمی توان از حق گذشت که حضور نخبگان ،فرهیختگان سه شهرستان که با همه وجود به عرصه آمدند و از خود بسیار مایه گذاشتند را  با وجود مسیر پر چالش و سنگلاخی موجود و بازار گرم تخریب ها و شایعه پراکنی ها، در این تغییر فضا بسیار موثر بود.که البته در این میان شبکه های اجتماعی در فضاهای مجازی بسیار به کمکشان شتافت.اصولا این شبکه های مجازی دنیای ما را تا حدود زیادی متفاوت ساخته اند.حقیقتا این شبکه های مجازی میزان آزادی های ما را به نحو چشمگیری افزایش داده اند.اکنون هر شهروندی یک رسانه گشته است.که می تواند مقاله ،کلیپ،شعر و ترانه تولید و منتشر کند.حجم عظیم این مقاله ها،کلیپ ها،شعرها و موسیقی ها به همراه اقدامات موثر در فضای حقیقی همچون گفتگو و مذاکره با مردم و حضور در خانه ها و مساجد و برگزاری همایش ها در فضاهای باز (که برای اولین بار اتفاق می افتاد) و دعوت و حضور شخصیت های سیاسی صاخب نام استانی و ملی طوفانی ایجاد کرد که رقیب را توانایی مقاومت در برابر آن نبود.اگر چه بی اخلاقی هایی نیز در فضاهای مجازی شکل می گرفت اما همانطور که در پیشینه این دیار بود، خوشبختانه این اختلافات و جدل ها به خشونت فیزیکی و تعدی به همدیگر در فضای حقیقی کشیده نشد.لیست امید با فاصله ای قابل توجه پیروز شد همانگونه که در پایتخت این اتفاق افتاد.و این اتفاق تازه ای در تاریخ انتخابات مجلس بود.صبح امید حاصل افزایش آگاهی ها،از خود مایه گذاشتن نخبگان سه شهرستان غرب استان و گسترش و یاری بی چون و چرای شبکه های مجازی بود.اما در پس این صبح امید چه مسئولیتی بر دوش نخبگان قرار دارد.

نخبگان و فعالان اجتماعی سه شهرستان باید ارتباط خود را با یکدیگر حفظ کنند.حلقه های مشاوره باید حول کاندیدای تازه راه یافته به مجلس شکل گیرد.از یاد نباید برد که انتخاب او ابتدا حاصل خرد جمعی شوراهای اصلاح طلبان منطقه و نخبگان سه شهرستان بود.کاندیدای منتخب اکنون از این موهبت بهره مند است که جز یک فراکسیون بزرگ در مجلس است که تصمیمات جمعی اتخاذ می کنند.اما اینکه او در مورد مطالبت منطقه ای چگونه باید عمل کند بدون شک نیازمند هسته های مشاوره قوی در سه شهرستان است.نخبگان از سویی باید به نماینده اشان کمک فکری کنند و از سویی دیگر باید بکوشند با بحث و گفتگو با مردم سطح مطالبات و توقعات در حدی واقع بینانه نگه دارند.مطالبت و توقعات غیر واقع بینانه که معمولا از سوی بهترین شخصیت ها هم برآورده نمی شود می تواند موجب سرخوردگی اجتماعی گردد.مسئولیت دیگر نخبگان و به خصوص جوانان استفاده از فضایی است که توسط دولت تدبیر و امید برای تشکیل سمن ها به وجود امده است.هر چه سمن های فعال  مردمی بیشتری در زمینه های فرهنگی،اجتماعی و محیط زیستی در منطقه شکل بگیرد به تدریج رفتارها و کنش های مردم را مدنی تر می گرداند و از بار تعصبات مذهبی و قومی می کاهد .بدون شک شکل گرفتن این سمن ها در پایداری فضای مدنی و افزایش عقلانیت اجتماعی بسیار می تواند موثر باشد.مسئولیت سوم نخبگان و خصوصا لیدر های انتخاباتی به خصوص در اردوگاه اصلاح طلبان این است که فضای دوقطبی که در انتخابات ایجاد شده بود را در فصل پس از انتخابات در شهرها و روستاها  امتداد نبخشند.مشی اصلاح طلبی مترادف با صلح طلبی،مدارا و جذب حداکثری است.پایانی بر اصلاح طلبی متصور نیست.اصلاح طلبی یک رود همیشه جاری است که برای طراوت بخشیدن به محیط اجتماعی جاری گشته است.این رود جاری گشته تا میزان رضایتمندی افراد از زیست اجتماعی اشان افزایش یابد.صبح امید را می توان با کنشی موثر و مداوم امتداد بخشید.

جشن پیروزی

 


در همه ی روزهای پیش از انتخابات از حجم عظیم فعالیت دوستان از جوان و میانسال در شگفت بودم، که دوش به دوش و پا به پای هم خستگی ناپذیر در تلاش و تکاپو بودند.این همه دوندگی،این همه آمدن و رفتن به بستک و لنگه و روستاهای منطقه،این همه مکالمه های تلفنی و شبکه های مجازی که از بحث و گفتگو و مقاله های تولیدی به انفجار رسیده بود ،همه و همه اسباب شگفتی و در عین حال خوشحالیم بود.اگر به یکسال پیش بازمی گشتم به باورم نمی آمد که این همه انسان های خوشفکر در پیرامونمان هستند که حاضرند برای مصلحت عمومی از وقت و زندگیشان هزینه کنند.حال می اندیشم اینهمه انرژی که اینگونه مخلصانه خرج گشت باید هم چنین محصولی به بار می آورد.ندای هرمزگان در آخرین شماره ی پیش از انتخابات به درستی نوشته بود مردم غرب استان با طوفان رای کار نیمه تمام را تمام می کنند و چنین نیز شد.انتخابات اگر هیچ برایمان نداشت همین بس که پی به سرمایه های ارزشمند جامعه امان بردیم.همین بس که روزهایی پر از نشاط،شادمانی، تحرک و احساس بودن برایمان آفرید.چه انسان های بزرگ منش و فداکاری که نمی شناختیم و شناختیمشان.در این میان از نقش بانوان شهرم نمی توانم بگذرم.زنان و دخترانی که اینبار بر خلاف همیشه تماشاگری و دنباله روی محض را فرونهادند و خود بازیگر شدند و به صحنه آمدند تا نقشی به سزا در یک تحول اجتماعی ایفا کنند.درود بی پایان بر همه شما جوانان،میان سالان،پیران و زنان که کاری کردید کارستان و دوزها و خاطره هایی ماندگار در تاریخ این دیار آفریدید.