روزنامه ندای هرمزگان دوشنبه 12 اردیبهشت 95
خیابان ها ی شهرهای غرب استان در شامگاه جمعه 10 اردیبهشت و پاسی از بامداد 11 اردیبهشت ساعاتی را به خود دید که به گمانم در تاریخ این خطه بی سابقه بوده است.شور،شعف و شادمانی مردم از طیف ها مختلف فارغ از تعلقات قومی ، مذهبی و منطقه ای به شکل شگفت آوری همه جا را فراگرفته بود.پس از روزها انتظار همراه با تشویش،نگرانی توام با جدل ها و بحث های داغ انتخاباتی وقتی خبر پیروزی طرفداران تغییر و اصلاح طلبان رفته رفته رنگ واقعیت به خود گرفت شاهد انفجار شادی مردم بودیم.اما این صبح امید چگونه شکل گرفت؟
سالها می گذرد از آن روزی که در محله قدیمی شهر گاوبندی آن روزگار، در هنگام انتخابات مجلس شورای ملی آن دو زن ، یکی به طرفداری از آموزگار سنی و دیگری به هواداری از تراکمه شیعه یکدیگر را به باد ناسزا گرفتند.هردوی آنها سالهاست که رخت از این سرای بربسته اند.خدای مهربان هر دوی آنها بیامرزد. تقصیری بر آنان نبود .دلی پاک و ذهنی ساده داشتند.اگرچه پیروان دو مذهب شیعه و سنی سالها در این خطه از میهنمان همزیستی مسالمت آمیزی داشته اند اما در موسم انتخابات همواره شاهد نمود یافتن بیشتر تعصبات مذهبی بوده ایم و نمی توان کتمان کرد که این تعصبات به فضای انتخابات شکل و جهت می بخشیده اند.اما این دوره متفاوت از دوره های پیش، تعصبات مذهبی کمتر در جهت بخشی به سمت و سوی رای ها نقشی ایفا کرد .همچنین شاهد کاهش تاثیر تعلقات منطقه ای و قومی بودیم.بستکی ها46 درصد به کاندیدایی غیر بستکی رای دادند.اما آنچه به جای این تعلقات مذهبی،قومی و منطقه ای نشست نگاه هایی کلان تر به منافع ملی به خصوص از سوی نخبگان بود.
نمی توان از حق گذشت که حضور نخبگان ،فرهیختگان سه شهرستان که با همه وجود به عرصه آمدند و از خود بسیار مایه گذاشتند را با وجود مسیر پر چالش و سنگلاخی موجود و بازار گرم تخریب ها و شایعه پراکنی ها، در این تغییر فضا بسیار موثر بود.که البته در این میان شبکه های اجتماعی در فضاهای مجازی بسیار به کمکشان شتافت.اصولا این شبکه های مجازی دنیای ما را تا حدود زیادی متفاوت ساخته اند.حقیقتا این شبکه های مجازی میزان آزادی های ما را به نحو چشمگیری افزایش داده اند.اکنون هر شهروندی یک رسانه گشته است.که می تواند مقاله ،کلیپ،شعر و ترانه تولید و منتشر کند.حجم عظیم این مقاله ها،کلیپ ها،شعرها و موسیقی ها به همراه اقدامات موثر در فضای حقیقی همچون گفتگو و مذاکره با مردم و حضور در خانه ها و مساجد و برگزاری همایش ها در فضاهای باز (که برای اولین بار اتفاق می افتاد) و دعوت و حضور شخصیت های سیاسی صاخب نام استانی و ملی طوفانی ایجاد کرد که رقیب را توانایی مقاومت در برابر آن نبود.اگر چه بی اخلاقی هایی نیز در فضاهای مجازی شکل می گرفت اما همانطور که در پیشینه این دیار بود، خوشبختانه این اختلافات و جدل ها به خشونت فیزیکی و تعدی به همدیگر در فضای حقیقی کشیده نشد.لیست امید با فاصله ای قابل توجه پیروز شد همانگونه که در پایتخت این اتفاق افتاد.و این اتفاق تازه ای در تاریخ انتخابات مجلس بود.صبح امید حاصل افزایش آگاهی ها،از خود مایه گذاشتن نخبگان سه شهرستان غرب استان و گسترش و یاری بی چون و چرای شبکه های مجازی بود.اما در پس این صبح امید چه مسئولیتی بر دوش نخبگان قرار دارد.
نخبگان و فعالان اجتماعی سه شهرستان باید ارتباط خود را با یکدیگر حفظ کنند.حلقه های مشاوره باید حول کاندیدای تازه راه یافته به مجلس شکل گیرد.از یاد نباید برد که انتخاب او ابتدا حاصل خرد جمعی شوراهای اصلاح طلبان منطقه و نخبگان سه شهرستان بود.کاندیدای منتخب اکنون از این موهبت بهره مند است که جز یک فراکسیون بزرگ در مجلس است که تصمیمات جمعی اتخاذ می کنند.اما اینکه او در مورد مطالبت منطقه ای چگونه باید عمل کند بدون شک نیازمند هسته های مشاوره قوی در سه شهرستان است.نخبگان از سویی باید به نماینده اشان کمک فکری کنند و از سویی دیگر باید بکوشند با بحث و گفتگو با مردم سطح مطالبات و توقعات در حدی واقع بینانه نگه دارند.مطالبت و توقعات غیر واقع بینانه که معمولا از سوی بهترین شخصیت ها هم برآورده نمی شود می تواند موجب سرخوردگی اجتماعی گردد.مسئولیت دیگر نخبگان و به خصوص جوانان استفاده از فضایی است که توسط دولت تدبیر و امید برای تشکیل سمن ها به وجود امده است.هر چه سمن های فعال مردمی بیشتری در زمینه های فرهنگی،اجتماعی و محیط زیستی در منطقه شکل بگیرد به تدریج رفتارها و کنش های مردم را مدنی تر می گرداند و از بار تعصبات مذهبی و قومی می کاهد .بدون شک شکل گرفتن این سمن ها در پایداری فضای مدنی و افزایش عقلانیت اجتماعی بسیار می تواند موثر باشد.مسئولیت سوم نخبگان و خصوصا لیدر های انتخاباتی به خصوص در اردوگاه اصلاح طلبان این است که فضای دوقطبی که در انتخابات ایجاد شده بود را در فصل پس از انتخابات در شهرها و روستاها امتداد نبخشند.مشی اصلاح طلبی مترادف با صلح طلبی،مدارا و جذب حداکثری است.پایانی بر اصلاح طلبی متصور نیست.اصلاح طلبی یک رود همیشه جاری است که برای طراوت بخشیدن به محیط اجتماعی جاری گشته است.این رود جاری گشته تا میزان رضایتمندی افراد از زیست اجتماعی اشان افزایش یابد.صبح امید را می توان با کنشی موثر و مداوم امتداد بخشید.


