چاپ شده در دوهفته نامه ماراک-شماره 22-یکشنبه 20 مرداد 98

بانو حاجی پور معروف به بنو یا دی علی بهمنی متولد 1314 اهل گاوبندی است.او سال هاست که حکیم سنتی شهر گاوبندی است. از پدری جدش به سادات گله دار می رسد.برادران مادربزرگش سید محمد شفیع، سید یوسف و سید طه از سادات گله دارند. مادرش از خنجی های گاوبندی است.پدرش عبدالله حاجی اسماعیل طحنون در زمان حاکمیت شیخ یاسر نصوری به کدخدایی روستای عرب نشین هاله که تحت حاکمیت آل نصور بود، گمارده شد. بنو که کودکی بود، 5 تا 6 سال همراه خانواده ساکن هاله شدند بطوریکه وقتی بازگشتند فارسی حرف زدن را از یاد برده بود. گفته می شود که پدرش بسیار مورد اعتماد شیخ یاسر بود. بنو اگر چه اکنون خانه نشین است و پای این سو آن سو رفتنش نمانده است اما تا آنجا که در توانش باشد همچنان به کار حکیمی مشغول است. دی علی روش های درمانیش را از مادرش مریم جاسم حسین خنجی فراگرفته است و سال ها تجربه، او را حکیمی زبده و کارکشته در کار خویش ساخته است. او تاکنون بسیاری را از درد و رنج بیماری رهانده است.برخی که از دوا و دکتر ناامید گشته بودند این بنو بود که به سادگی از درد رهاییشان داد.مثل آن مرد اهل روستای عمانی که خار ماهی در گلویش گیر کرده بود.هر چه دکترها چراغ دستی در گلویش انداخته بودند چیزی ندیده بودند.کارش به تهران و شیراز کشیده بود.عکس گرفته بود و سونوگرافی کرده بود.هیچکدام چاره ی کارش نگشته بود.سرانجام نزد این بانوی حکیم آمده بود.حکیم شهر ما با شاخه ی جابره (خوشه یا پنگ خشکیده نخل) که پنبه ای بر سرش گذاشته بود خار را از گلو بیرون کشیده بود.خاری که از فرط ماندن در گلو سبز گشته بود. دی علی با همین جابره و پنبه زالویی زنده را نیز از گلوی مردی بیرون کشیده است.اما این جابره و پنبه بیشتر به کار درمان گِری مُلَزی می آید. بیماری که زبان کوچک متورم می شود. در حالت طبیعی زبان کوچک باید ایستاده باشد اما در حالت بیماری زبان کوچک افتاده است. سر جابره را خم می کنند و آن را در دِربی نم داده می زنند و به کمک آن مُلزی را به جای اولش برمی گردانند. دِربی برگ خشکیده درخت بَن است که به کار درمان سوزش معده نیز می آید. دی علی توضیح می دهد که دو نوع گری ملزی وجود دارد.اگر مدفوع فرد بیمار سفید است ملزی پَس کِفا دارد.اما اگر مدفوع سبز است ناخوشی بیمار مربوط به دندانش می شود. درمان ملزی پس کفا روشی عجیب دارد.بچه هایی که به این بیماری دچارند معمولا اسهال و استفراغ شدید دارند.دی علی ابتدا بدن بچه را چرب می کند و سپس او را در شیله ای(چادری) می گذارد و دو نفری او را به چپ و راست به حالت نهره تکاندن یا مشک زدن، تکان می دهند و ناگهان او را چرخی می دهند.این کار را تا سه بار تکرار می کنند.بچه که بیقراری و گریه سرداده است بعد از تکان شدید آخری ناگهان ساکت می شود و بهبود می یابد. اکنون که دی علی ناتوان گشته پسرش عبدالله و دخترش زینب این کار را به کمک هم انجام می دهند. درمان کسانی که خار سینه اشان افتاده از دیگر کارهای بنوست.ابتدا بیمار را چهارزانو می نشاند دستانش را بلند می کند و اگر انگشتانش مساوی است خار سینه نیفتاده اما اگر مساوی نیست خار سینه اش افتاده است.که در اینصورت با چسباندن و برداشتن متناوب خرما روی سینه آن را درمان می کنند.این کار را باید صبح زود قبل از خوردن صبحانه انجام داد. کسانی که خار سینه اشان افتاده حالت تهوع و سوزش دل دارند و هنگامی که غذا می خورند احساس می کنند غذا روی دلشان ایستاده و باید به دنبالش آب بخورند. سر انداختن از دیگر کارهای دی علی است.ابتدا بندی را دور سر می کنند و سپس دو سر بند را روی هم می گذارند اگر به اندازه هم باشد سر نیفتاده است اما اگر یک سر کوتاهتر باشد، سر افتاده است. این افراد دچار سردرد و سرگیچه هستند. برای درمان، سر را فشار می دهند و به سمت بالا می کشند و سپس تا ده دقیقه سر را با پارچه ای می بندند.بنوی حکیم برای درمان کمر درد ابتدا آن را مالش می دهد و سپس با چُوَ(وردنه) روی آن می کشد. پسرش حکایت می کند که یکی از زنان شهر دچار کمر درد شدید بود.بطوریکه احساس فلج بودن می کرد.قرار بود دیسکش را عمل کند که دی علی را می برند و او را درمان می کند. داغ کردن از دیگر روش های درمانی بانو حاجی پور است. کسانی که سردرد شدید دارند قسمت پهن میخ بزرگی را روی آتش داغ می کند و با آن گودی پشت سر را داغ می کند. برای درمان زردی یا یرقان مچ دست را داغ می کند.روش دیگری که برای درمان یرقان به کار می بندد این است که با تیغ گوش را برش کوچکی می دهد و خونش را وارد چشم بیمار می کند.حکیم شهر ما گاوی را که مارش گزیده است را نیز با داغ کردن درمان می کند.برای این کار دور دهان و پیشانی گاو را داغ می کند.البته نباید وقت زیادی از مارگزیدگی گذشته باشد.او نوعی دیگر داغ کردن را نیز با پارچه ای که در حال دود کردن است، انجام می دهد. البته بنوی حکیم برای درمان دندان درد از روشی به نام دندان واتکوندن استفاده می کند. در این روش ابتدا داس را در آتش گرم می کند تا سرخ شود. سپس دیگی را پر از آب کرده و داس داغ شده را روی پاتیل قرار می دهد. بذر پیاز و پی حیوانی را نیز روی داس قرار می دهد.آنگاه کنجک(قیفی کوچک) چوبی را به نحوی که سر گشادش رو به پایین باشد روی داس می گذارد. بیمار دهانش را روی سر باریک قیف قرار می دهد تا بخار حاصل از مواد روی داس وارد دهانش شود. این کار هر چند دقیقه یک بار تکرار می شود. در این میان چیزهای سفید رنگی از دهان بیمار بیرون می آید و درون آب می ریزد که به گمان بنو کرم دند ان است. بیمار با سرفه هایی که می کند دندان دردش رفع می شود. اگر پای دندان ها یا لثه خون بیاید یعنی شخص دچار خونریزی لثه شده باشد؛ مدفوع خشکیده آدمی را با آویشن مخلوط کرده و با انگشت مثل حالت مسواک زدن روی لثه ها می کشد که با جدا شدن لخته لخته های خون، خونریزی لثه درمان می شود.این روش را بُگشا می گویند.
فتیله نهادن روشی برای درمان بیماری باتل یا فِتر است.از نشانه های این بیماری سستی، بی حالی، خواب آلودگی و پادرد است. دوازده مورد ماده مختلف را مخلوط کرده و نرم می کنند.این مواد شامل: خیل(انگشت گَنده،نام علمی آن آنغوزه است)، خاکستر، آویشن، زردچوبه، سرو و مُربا، دانه خیار تهلو و...می باشد. برای درمان این بیماری ابتدا چوب کبریت را که پنبه ای بر سر آن نهاده اند در نفت می زنند و سپس آن را با مخلوط تهیه شده آغشته می کنند و بدین وسیله در مقعد بیمار می گذارند. اکنون که دی علی خود ناتوان گشته، دخترش زینب این داروی محلی را تهیه می کند.بسیاری نیز از دور و نزدیک برای بردن دارو می آیند.
دی علی سفارش هایی نیز برای درد کلیه و شکستگی دنده دارد. او معتقد است اگر کسانی که از درد سنگ کلیه رنج می برند؛ کوچیر(هسته) خرما را بو داده و مثل قهوه نرم کنند، آنگاه یک کیلو جو را در آب جوش دهند و پس از سرد شدن یک لیوان جو جوش داده را با یک قاشق پودر کوچیر مخلوط کرده بنوشند و تا سه روز اینکار را تکرار کنند، روز سوم سنگ کلیه می افتد و فرد از درد فارغ می شود. همچنین کسانی که به علت ضربه ای دنده اشان شکسته یا ترک برداشته اگر در بطری خالی بدمند دنده شکسته یا ترک خورده به جای اولش برمی گردد.بنو با اعتماد به نفس از روش های درمانی خود سخن می گوید و در طول دوران درمان بیماران هیچگاه مطالبه پول نکرده است.او در حالی که بر تختش نشسته می گوید: «آدم می آید گلویش ورم کرده خودش نمی داند گِریش است.خودم روی تخت می نشینم و می گویم تو پایین بنشین.گریش می کنم که خودش کیف می کند.» حقیقتا که بسیاری با دستان درمانگر دی علی وضعشان از حالی به حالی دیگر گشته است و احساس خوش فارغ شدن از درد درونشان نشسته است.اکنون دخترش زینب بسیاری از روش های درمانی مادر را فراگرفته و برای درمان بیماران، آنجایی که مادر ناتوان است می تواند به یاری بشتابد.