این مقاله را برای ویژه نامه غرب استان مروارید مهر نوشته ام.

 

شهرستان پارسیان در باختری ترین بخش استان هرمزگان در چند سال اخیر کانون توجهات بیشتری در سطح استان هرمزگان بوده است.در پی شدت گرفتن موضوع الحاق پنج روستای غرب شهرستان به استان فارس بود که نگاه ها متوجه این  ناحیه از استان گشت.

تجمعات مردمی ، حجم قابل توجه نامه نگاری ها،طومارها و پارچه نویسی ها توسط شوراها،ائمه جمعه و گروه های مردمی در اعتراض به این مصوبه ،فعالیت حقوق دانان استان،موضع گیری های قاطع نماینده ولی فقیه آیت اله نعیم بادی و واکنش  نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی ،فعالیت های رسانه ای و تغییر تحولاتی که در سطح مدیریتی استان در دولت جدید اتفاق افتاد، مصوبه ای  که در شرف اجرا بود را به حالت تعلیق درآورد.اما به نظر می رسد مصوبه ای که در روزهای پایانی دولت نهم مصوب گشته بود، همچنان می تواند دغدغه مسئولان ، مردم و فعالان اجتماعی در سطح شهرستان و استان باشد.و تا زمانی که این مصوبه ملغی نگشته، همچنان سایه ای از نگرانی ودلشوره را بر منطفقه خواهد افکند.اما این همه قصه نبوده است.منطقه ای که تا پیش از این کمتر مورد عنایت مرکز نشینان استان  بود، مورد توجه بیشتری قرار گرفت. اگر چه کاملا نتوانسته سطح توقعات را براورده کند.صدا و سیما در چند مورد اقدام به تهیه برنامه هایی از شهرستان پارسیان و حتی تهیه گزارش هایی از پنج روستای مورد بحث نمود.استاندار جدید سفرهایی را به منطقه و همچنین دیذار از پنج روستا داشته است.جدا از این ها، هنرمندان برجسته استان برای کارهای تحقیقاتی و یا اجرای برنامه های هنری و همچنین آشنایی بیشتر با شهرستان پارسیان در منطقه حضور یافتند. از سویی دیگر ما شاهد تحرکات بیشتر اجتماعی،فرهنگی و زیست محیطی در سطح شهرستان پارسیان بوده ایم که می توان از آن به بیداری محلی یاد کرد.به طور مثال این  فعالیت ها به طور مشخصی در مرکز شهرستان ،روستای میلکی،شهر دشتی و کوشکنار نمود بیشتری یافته است.این گروه های مردمی اکنون به درستی در پی نهادسازی و قانونمند کردن فعالیت های خود برآمده اند.همه اینها جدا از بحث ها و گفتگوهایی است که روزانه در فضاهای مجازی پیرامون مشکلات شهرستان جاری است.

موضوع بسیار حائز اهمیت دیگر استقرار صنایع انرژی بر در بخش غربی شهرستان پارسیان به مساحت   378 هکتار می باشد. صنایعی که در صورت استقرار بافت  اجتماعی،فرهنگی و طبیعی منطقه را به شدت دچار تغییر خواهد کرد.هر چند که برخی بر این باورند که استقرار این صنایع موجب رونق اقتصادی،ایجاد اشتغال و بالا رفتن سطح رفاه و آبادانی منطقه خواهد شد.اما فعالان زیست محیطی نگرانند تجربه تلخ عسلویه اینجا نیز تکرار گردد.اینان بر این نظرند که صنعتی شدن منطقه با استقرار صنایع عظیم اگرچه در کوتاه مدت سطع معیشت بسیاری از مردم را ممکن است ارتقاء بخشد اما در دراز مدت اگر ملاحظات محیط زیستی اعمال نگردد،اگر مطالعات امکان سنجی کافی صورت نگیرد،ا گر توان اکولوژیکی منطقه لحاظ نگردد،استاندادهای لازم در نظر گرفته نشود و حتی الامکان از حجم صنایع کاسته نگردد(که در این مورد صنایع با شدت آلودگی بالا همچون صنایع آلومینا را در نظر دارند)، چنین توسعه ای ؛ توسعه پایدار نخواهد بود و زیان هایش بیش از فایده اش خواهد بود.فعالان محیط زیست معتقدند هم اکنون منطقه به جهت قرار گرفتن در معرض بادهای غربی-شرقی به شکل محسوس و آزار دهنده ای در معرض دود و گازهای آلوده ی  پالایشگاه عظیم پارس جنوبی قرار دارد.همچنین خشک سالی های پی در پی،شیوه های نادرست کشاورزی و الگوهای غلط  آبیاری و حفر بیش از اندازه چاه های کشاورزی  منابع آبی زیر زمینی را تا سطح قابل توجهی کاهش داده است.احداث سدهای خاکی متعدد که بدون مطالعه و کارشناسی های لازم صورت گرفته،  بعضا تفرجگاه های طبیعی را نابود کرده ،جریان طبیعی آب را مختل کرده و یا در پایین دست ،خورها را خشکانده به گونه ای که اکنون در غرب شهر گاوبندی مرکز شهرستان پارسیان، شاهد ایجاد گسل هایی در زمین هستیم که گفته می شود ایجاد این گسل ها که در نتیجه کاهش قابل توجه ذخایر زیرزمینی آب روی می دهد، اولین نشانه بیابانی شدن منطقه است. همچنین احداث سنگ شکن هایی بیش از ظرفیت طبیعی منطقه و با فاصله هایی بسیار کم  که متاسفانه در سال های اخیر  مجوز احداث آنها به راحتی صادر شده است ؛همه کافی بوده  تا طبیعت منطقه را با تخریب گسترده و چالش های حیاتی مواجه گرداند.در این وانفساست که موضوع استقرار صنایع انرژی بر از اهمیت فوق العاده برخوردار می شود.

این فعالان اجتماعی معتقدند وقتی منابع آبی ما در معرض تهی شدن است.دریا،خاک و هوا در معرض آلودگی قرار دارد، پوشش گیاهی منطقه در شرف کاهش یافتن است و تنوع گیاهی و جانوری در حال کم شدن است نمی توان چشم انداز روشنی را حتی با وجود افزایش سطح مادی زندگی مردم متصور بود .چرا که در صورت وقوع این اتفاقات شاخص های رضایت مندی ، احساس امنیت ، آرامش و سرانجام شاخص خوشبختی مردم کاهش خواهد یافت.

با این حساب کیفیت زندگی مردم در این خطه از استان هرمزگان در آینده ای نه چندان دور تا حد قابل توجهی به نحوه ی استقرار صنایع،حفظ اکوسیستم های طبیعی،توانمندی نسل امروز در دفاع از ارزش های اجتماعی،فرهنگی و زیست محیطی زیستگاه خود و در نهایت میزان و نوع نگاه مسئولان بالادستی به دغدغه های بومیان و ساکنان منطقه دارد.بی شک هر چه کنشگران اجتماعی به ایجاد و ثبت نهادهای مدنی بیشتری روی آورند و از دوقطبی های مذهبی بیشتر فاصله بگیرند ، مردم را  به حقوق خود بیشتر آگاه گردانند و دانش محیط زیستی آنان را ارتقاء بخشند ؛ به شکل افزون تری قادر خواهند بود، مصائب ، مشکلات و معضلات منطقه را در آینده کاهش دهند.رشد مدنی و توانمندی اجتماعی و ارتقاء سطح روابط اجتماعی وقتی در سطح شهرستان پارسیان از اهمیت بیشتری برخوردار می شود که بدانیم این منطقه از دیر باز، منطقه ای مهاجرپذیر بوده است وهمواره  تنوع قومی،زبانی،گویشی و مذهبی را به نحو ملموسی در منطقه شاهد بوده ایم.نهادهای مدنی در کنار شوراهای شهر و روستا با گفتگو و چانه زنی های مداوم با نمایندگان مجلس،مسئولان استانی و کشوری و همچنین گفتگوهای درونی در میان خود می توانند توسعه ای سبزتر و پایدارتر را برای منطقه به ارمغان بیاورند.

همزیستی مسالمت آمیز مردم شهرستان با وجود تفاوت های مذهبی و قومی، وجود خیرینی که در طول تاریخ از هرگونه  بذل و بخششی برای آبادانی منطقه خود دریغ نکرده اند ، حس همیاری ، همکاری و کمک به هم نوع ،خون گرمی و مهمان نوازی و خوی مداراگر و صلح جوی مردم در کنار وجود نخبگان علمی و دانشگاهی از سرمایه های اجتماعی ارزشمندی هستند که باید حفظ و مراقبت گردند.این سرمایه ها اگر در کنار حس اعتماد به نفس بیشتر،جسارت مطالبه حق و کنش اجتماعی موثر و مستمر قرار گیرد به آینده منطقه بیشتر می توان امیدوار ماند.

در کنار سرمایه های ارزشمند اجتماعی ،شهرستان پارسیان دارای سواحل کم نظیر صخره ای و ماسه ای است  که می تواند در صورت فراهم آمدن زمینه هایی مقصد گردشگران داخلی و خارجی باشد،همچنین چشمه سارهایی که در دل کوه های شهرستان جاری است و وجود پوشش گیاهی قابل توجه وبه خصوص  تراکم بی نظیر کهور ایرانی از دیگر جذابیت های شهرستان می باشد که همه نیاز به حفظ و مراقبت دارد.از دولت حسن روحانی که بیش از هر دولتی خود را دولتی محیط زیستی می داند و همچنین دولت او را دولتی می شناسیم  که در پی بازسازی سرمایه های اجتماعی و ترمیم اعتماد بین مردم و دولت برآمده است انتظار می رود در هر گونه توسعه و همچنین تغییر در تقسیمات کشوری، ملاحضات زیست محیطی،اجتماعی و فرهنگی در نظر گرفته شود.همانطور که به نقل از خبرگزاری ایسنا، اخیرا زهرا احمدی پور مدیر کل تقسیمات کشوری گفته است:«ما باید مراقب باشیم که در تقسیمات کشوری آسیبی به ظرفیت های زیستی کشور وارد نشود.ما باید نگاه همه جانبه ای به مساله تقسیمات کشوری داشته باشیم.» در بخشی دیگر از سخنان ایشان آمده است:«بخش زیادی از مشکلات ما ناشی از همین تقسیمات کشوری است.در تقسیمات کشوری باید به ظرفیت های زیستی ،عدالت سرزمینی،رضایت و رفاه عمومی توجه کنیم.»

تردیدی نیست که عدم توجه به ظرفیت های زیستی،عدالت سرزمینی،رضایت و رفاه عمومی چه در تقسیمات کشوری و چه در ایجاد و گشترش صنایع جز در راستای منافع ملی نمی باشد.هر طرحی برای توسعه چه در شهرستان پارسیان و چه در جای جای ایران اسلامی هر چند نام ملی را یدک را بکشد باید که در افق دراز مدت در راستای منافع ملی و حفظ عزت ، سربلندی و امنیت و سلامت جسمی و روانی مردم  و حفظ شاخص هایی باشد که در سخنان خانم احمدی پور مدیر کل تقسیمات کشوری آمده است.