مخالفت با انتزاع انتزاع پنج روستا و چند نکته اساسی
بیداری و اتحاد و همدلی که در این روزها بین مردم استان هرمزگان پدید آمده را باید ستود.از شرق تا مرکز و غرب استان شاهد نداهای اعتراض به انتزاع 5 روستای شهرستان پارسیان(گاوبندی) هستیم.این حرکت های اعتراضی تاکنون کاملا آرام و مدنی بوده است اما همواره کسانی هستند در داخل و خارج از کشور که از چنین حرکت هایی بهره برداری های خاص خود را می کنند.بی شک به بهانه چنین سوءاستفاده هایی نمی توان از مردم خواست که دم بر نیاورند و مطالبات و اعتراضات به حق خود را فراموش کنند و بگذارند هر اتفاقی بیفتد چرا که در پی این خاموشی ها و دم فروبستن ها در پروژه هایی که حتی به اسم ملی در گذشته اجرا شده است ، کشور عزیزمان ایران کم ضرر ندیده است.از طرح خودکفایی گندم گرفته تا احداث سد گتوند و فولاد مبارکه اصفهان و ده ها طرح و پروژه دیگر که در غیاب نهادهای مدنی و نظارت های مردمی اجرا گشت و امروزه شاهدیم که چه صدمات جبران ناپذیری متوجه کشور کرده است.طی چند روز اخیر از سوی برخی موافقان الحاق در استان فارس و شهرستان لامرد و همچنین رسانه هایی در خارج از کشور سعی شده است به این قضیه رنگ و بوی قومی و مذهبی داده شود تا احساسات قومی و مذهبی مردم در دو طرف ماجرا را تحریک کنند و مطالبه مدنی مردم هرمزگان را از مسیر اصلی خود منحرف گردانند.اینجا ظرافت کار و هنر نخبگان استان را می طلبد که مردم را آگاه گردانند که می توانند ضمن آنکه بی هیچ لکنتی از حقوق خود دفاع کنند در دام بد خواهان و آنانی که بالندگی و توسعه و پیشرفت ما را نمی خواهند نیفتند.به هر حال فضای مجازی مثل هر ابزار دیگری همانقدر که می تواند مفید و موثر باشد به همان میزان امکان بهره برداری های سوء نیز از آن وجود دارد.باید همواره به مردم یادآور شد که از انتشار و کپی کردن مطالب عوامانه،سطحی که آغشته به احساسات قومی و مذهبی است و یا می خواهد به نوعی اتفاقات گذشته منطقه را به مسائل امروز پیوند دهد خودداری کنند. واقعیت این است که در جنبش بیداری مردم هرمزگان همه اهم از اصلاح طلب و اصولگرا،شیعه و سنی،عرب و فارس و حتی بومی و غیر بومی حضور دارند و به هیچ شکل نمی توان این اعتراضات را به گرایشات قومی و مذهبی مردم تقلیل داد.از سویی همگان می دانیم و واقفیم که دشمنان این ملت و نظام سربلندی و عزت ما را نمی خواهند.اما حال ببینیم که این عزت و سربلندی در چه فرایندی حاصل می آید.تجربه نشان داده است که هر گونه تصمیم همچون تغییر در تقسیمات کشوری و اجرای طرح های صنعتی که در آن تاریخ،فرهنگ و هویت مردم لحاظ نشده است،از میز علمی جامعه شناسان نگذشته باشد و به توانمندی های اکولوژیکی سرزمین اعتنایی نشده باشد نتیجه ای جز شکست به همراه نداشته است.اگر حتی فرض را بر این بگیریم که در پس چنین تصمیماتی نیت خیری نهفته باشد.نتیجه این تصمیمات و اجرای چنین مصوبه ها و طرح هایی افزایش بحران های فرهنگی،اجتماعی و محیط زیستی بوده است و مردمی که احساس یاس،سرخوردگی ،شکست و نادیده انگاشتن کرده اند و مردمی که طبیعتا نمی توانند اهل سازندگی و تولید چه در عرصه اقتصادی و چه در عرصه فرهنگی باشند. این همان چیزی است که مطلوب دشمنان این کشور است.طرح خودکفایی گندم نیز طرحی ملی بود.قرار بود برای ما عزت،سربلندی و خودکفایی به بار آورد اما اکنون ببینیم چه حاصلی داشته است؟ بهره برداری نامناسب از منابع آب فرایند بیابان زایی را تسریع کرده است.موجب از بین رفتن حیات وحش و شور شدن زمین شده و در نتیجه حیات انسانی در معرض خطر قرار گرفته است.سد گتوند فاجعه آمیز تر از این بوده است.انتقال کارشناسی نشده کارخانه فولاد از بندرعباس به اصفهان همین فجایع را در حوزه زاینده رود به وجود آورده است.نیروگاه حرارتی شهید مفتح همدان اکنون بزرگترین فروچاله ها ی کشور را در منطقه ایجاد کرده است. همه ی این طرح ها به بهانه ایجاد اشتغال ،توسعه و پیشرفت کشورو رونق اقتصادی اجرا شدند ،اما مهاجرت های گسترده ایجاد کردند،معضلات اجتماعی و فرهنگی آفریدند،بر آسیب های اجتماعی افزودند،طوفان گرد و خاک را تشدید کردند و در واقع همان اشتغال را نیز به مخاطره جدی افتاده است. باید بدانیم که محیط زیست،هویت اجتماعی و فرهنگی چیزهایی نیستند که قابل معامله باشند.در مصوبه الحاق 5 روستای غرب استان به فارس همه ی اینها در معرض خطرند.مسئولان وعقلای استان فارس،صاحبان فکر و اندیشه سرزمین حافظ و سعدی ،نمایندگان این استان در مجلس شورای اسلامی به خصوص نمایندگانی که به صفت اصلاح طلبی وارد مجلس گشته اند باید آگاه باشند که مسئولیتی سنگین بر دوش دارند.نباید تحت تاثیر القائات و هیایوهای افرادی که تنها سود و منفعت را در دایره بسته خود جستجو می کنند قرار گیرند و منصفانه و عالمانه به این مصوبه روزهای پایانی دولت دهم نظر کنند. تاکنون نمایندگان بسیاری بوده اند که تنها به دنبال طرح ها و پروژه های محلی حوزه انتخابی خود بوده اند بدون اینکه به نتایج و تبعات آن برای کشور توجه کنند.قرار نیست که دوباره کشور بر همین روال بگردد و همینگونه مدیریت شود.نمی شود تنها بر اساس تعصبات منطقه ای و استانی به استانی دیگر دست درازی کرد بدون توجه به اینکه چه بر سر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی می آید؟چه بر سر محیط زیست و منطقه حفاظت شده نایبند می آید؟ چه بر سر سرمایه های اجتماعی می آید؟ دشمنان ما منتظر هستند تا ما با تصمیمات نابخردانه بر تعداد مشکلات،معضلات و بحران های کشور بیفزاییم.تا باز هم هزینه های سنگین به کشور تحمیل شود و اینها را در بوق و کرنا کنند.اصلاح طلبان قرار بوده است برای اصلاح امور بیایند.برای تصحیح روندهای ناشیانه،نابخردانه و کارشناسی نشده بیایند.آمده اند تا عزت و سربلندی و توسعه پایدار برای ایران به ارمغان آورند. مردم غرب استان هرمزگان ضمن آنکه همچون سایر نقاط استان همواره به صفت صلح جویی و مداراگری شهره بوده اند ، صاحب خیرینی گشاده دست بوده اند که نقشی بی نظیر در ساخت و سازها و آبادانی مناطق خود در شکل های مختلف احداث مدرسه،سالن ها و زمین های ورزشی ،نمازخانه ها،آب انبارها،خانه های بهداشت وبیمارستان ها و تجهیز مراکز فرهنگی و آموزشی داشته اند.اینها نشان داده اند که به کشور و نظامشان تعلق خاطر دارند به این خاطر از هر گونه بذل و بخششی در آبادانی سرزمینشان دریغ نکرده اند.چون این سرزمین و کشور را از خودشان می دانسته اند.شاید گشاده دستی و خیر اندیشی این مردم در کشور بی نظیر باشد.حال چگونه می توان مصوبه ای را به اجرا گذاشت و این مردم را نادیده انگاشت.ناامید کردن این مردم و نادیده انگاشتن آنها گناهی نابخشودنی و خطایی آشکار و آب به آسیاب دشمن ریختن است.دولت روحانی آمده است تا سرمایه های اجتماعی را رشد دهد نه آن را تخریب کند.سرمایه اجتماعی از پایه های اساسی توسعه پایدار است. سخن نیکویی است که گفته اند «امروزه هر گونه برنامه ریزی با مردم و برای مردم باید صورت بگیرد و نه اینکه بنشینیم و از بالا تصمیم بگیریم برای شما چه خوب است و چه بد.» و گرنه اگر همچنان تصمیم گیری های ما بر اساس سیاسی کاری ها باشد در بر همان پاشنه ی پیشین خواهد چرخید و شیوه های ناصواب ادامه خواهد یافت و در اینصورت نه تنها مشکلات ما حل نمی شود بلکه روز به روز بر بار مشکلات و معضلات ما افزوده می گردد.





جنوب را با آفتابش می شناسند.آفتابی که ما افتو اش می خوانیم.افتو می خواهد روایتگر روزگار باشد.در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی درقالب مقاله های تحلیلی،گزارش ها و دلنوشته ها خاصه از شهر و دیارم گاوبندی. از پس روزمرگی ها نوری بیفکنم بر آنچه را کمتر به چشم می آید و یا در غبار زمانه گم گشته است.تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.