(سرمقاله شماره پنجم ماهنامه کلات سرخ)
سخن اول
نمی توان سخن اول نشریه را نوشت و از سیل های ویرانگری که چندی پیش بخش هایی از کشورمان را مبتلا ساخت چیزی نگفت.اگر چه روزها از آن گذشته باشد و به واسطه اخبار و حوادث جدید خبرش از تیتر اول رسانه ها بیرون رفته باشد. تردیدی نیست از پس فروکش کردن خبرهای داغ روزهای آغازین سیل، اکنون مردمی مانده اند درمانده، خانه و کاشانه از دست داده، مال از کف رفته، بی سرپناه و با هزار و یک مشکلی که دست به دامنشان است.اکنون دیگر بر اساس آنچه کارشناسان و اهل نظر  اینجا و آنجا گفتند اگر چه باران ها و سیل ها کم سابقه بودند، یقین پیدا  کرده ایم که اگر سال ها پیش نظام تدبیر و حکمرانی بهتری در حوزه آب وجود داشت، می شد از شدت تخریب و خسارت ها کاست. اکنون دیگر می دانیم که آن مصیبتی که هموطنان ما را گرفتار ساخت نتیجه بی حرمتی بود که در قبال طبیعت روا داشتیم.نظم آن را مغرورانه و بی مهابا بر هم زدیم. در نتیجه باید روزی منتظر چنین خشمی از سویش می ماندیم. سال ها بود که کارشناسان محیط زیست دور اندیشانه هشدار می دادند که حریم رودخانه ها را حفظ کنید، حق آبه خورها را قطع نکنید، سدها ی بی حساب و کتاب احداث نکنید و بگذارید آب مسیر طبیعی خود را که به آزمون و خطا در طی تاریخ یافته است؛ برود. اما گوش شنوایی نبود. آنها که سکان مسئولیت ها را در طی همه این سال ها در دست داشتند کمتر اندیشه کردند، به مصلحت هایی مجوز ساخت و ساز در حریم رودخانه را دادند. به بهانه ایجاد صنعت و اشتغال و یا پیشرفت هر چه سریعتر کشور و منطقه در خورها پالایشگاه  و کارخانه ایجاد کردند و مختصر آنکه دیر و دور را ندیدند. سال های متمادی خشکسالی هم فریبمان داده بود که دیگر چنین ترسالی را به چشم نخواهیم داد. همه اینها را گفتیم که یادآور شویم که آنچه در گلستان، لرستان، خوزستان، ایلام و شیراز روی داد ممکن است دیر یا زود در هر جای دیگر کشور اتفاق بیفتد. ممکن است سیل ویرانگری باشد که یکباره همه را غافلگیر می کند  و یا بحران تشدید شونده کم آبی که سال به سال بر عمق، طول و عرض گسل ها، شکاف های زمین و فرونشست ها می افزاید و رفته رفته ما را در خود می بلعد. همانگونه که خشکسالی ها متمادی فریبمان داد مکمن است که این باران های بی سابقه نیز فریبمان دهد که دیگر روزگار خشکسالی و کم آبی به پایان رسیده است. از این پس دیگر رودخانه ها و خورها و تالاب هایمان  پر آب خواهد بود و سطح ایستابی چاه هایمان مترها بالا خواهد آمد.دیگر نیازی نیست نگران کم آبی و برداشت بی رویه از چاه های آب کشاورزی باشیم. خوشبختانه در استانمان هرمزگان باران و سیل آثاری ویرانگر از خود بر جا نگذاشت. اما از شرق تا غرب  استان می توان فراوان؛ نشانه های بی تدبیری، عدم رعایت ملاحظات محیط زیستی و بر زدن نظم طبیعت را مشاهده کرد. از سویی بحران کم آبی بسیار جدی است. از سویی باران ها و سیل های ناگهانی ناشی از تغییر اقلیم نیز می تواند با آثار ویرانگر خود اتفاق بیفتد. یادمان باشد که در این سرزمین در طول تاریخ  کم بارانی همواره یک قاعده بوده و پر بارانی و تر سالی یک اتفاق. نابودی دشت ها، باغ های سرسبز و نخلستان های میناب و گسترش هر ساله فروچاله هایی به عمق پنج متر کابوس شبانه روزی اهالی آنجا شده است. فروچاله هایی که رفته رفته به سمت شهرها و روستاها آمده اند و هر آن ممکن است حیوانی، انسانی و خانه ای را در خود ببلعد.همه نتیجه بی تدبیری و مکیدن آب های زیر زمینی و در نتیجه مکیدن شیره نخل ها و خشکاندن سرزمینی  که روزی به شادی در ترانه ای می خواندیم که میناب همه بوستان است وگلستان و آب رودخانه اش همچون زمزم.همین اتفاق در غرب استان هم در حال وقوع است.در غرب شهر گاوبندی در کنار روستای میلکی شکاف هایی در دل زمین ایجاد شده است که سال به سال بر عمق، عرض و طولش افزوده می شود. گسل هایی بسیار بسیار نگران کننده و هشدار دهنده.اینها همه نشان دهنده آن چیزی است که طی سالیان گذشته بر منابع آب های زیر زمینی امان آورده ایم. نمایندگان مردم در مجلس، شوراهای شهر و روستا، نهادهای مدنی و سایر گروه های مردمی باید مدام طرح مسئله کنند. تصویر نگران کننده آینده را مدام به شکل های مختلف پیش چشم مسئولان قرار دهند تا شاید تدبیری اندیشیده شود و بتوان از عمق فاجعه کاست.مبادا که مسئله مهم آب قربانی تصفیه حساب های سیاسی گردد و یا در روزمرگی ها اهمیت موضوع از یاد برده شود. آگاهی بخشی در این زمینه وظیفه مهم رسانه ها و نهادهای مدنی است.مردم و مسئولان باید که از خواب گران برخیزند و فکر چاره کنند.
سالم توکلی

https://t.me/anjomankahuresabz
https://t.me/salemtavakoliaftow