چرا بیم فردا را از دل به در کرده ایم
در شهرستان پارسیان با 50000 نفر جمعیت تاکنون مجوز 29 کارخانه شن و ماسه و یا همان سنگ شکن صادر شده است.فاصله ی برخی از این سنگ شکن ها گاهی به کمتر 4 کیلومتر می رسد.با این همه کارخانه سنگ شکن دیگر از خاک ، آب، کوه و درخت برایمان چه می ماند؟ این سوالی است که بسیاری از مردم و دوستداران محیط زیست در شهرستان پارسیان از خود می پرسند.جالب تر آنکه اعطای مجوزها همچنان ادامه دارد. شهرستان پارسیان از سویی متاثر از آلودگی های پارس جنوبی است از سوی دیگر با استقرار صنایع بزرگ انرژی بر احتمالا ما شاهد افزایش حجم آلودگی ها خواهیم بود. به گفته ی فعالان محیط زیست وقتی به این دو معضل افزایش کارخانه های شن و ماسه را اضافه کنیم دیگر از طبیعت منطقه عملا چیزی باقی نمی ماند. همانطور که می دانیم منطقه سال ها است با معضلی به نام ریزگردها روبروست ،از آنجایی که فصل تابستان همراه با وزش بادهایی با سرعت بالاست دراین شرایط سنگ شکن ها بر افزایش ریزگردها درمنطقه تاثیر به سزایی دارد.باید بدانیم پس از فعالیت طولانی وتعطیلی این سنگ شکن ها با پدیده ی شن چاله ها مواجه می شویم که منشا و کانون های ریزگرد خواهد شد. مطابق تحقیق دکترمحمد رضا ثروتی دانشیاردانشکده علوم زمین دانشگاه شهید بهشتی تهران مشکلات و مسائل مربوط به جابجایی گرد و غبار درمناطق و نواحی که انسان اقدام به برداشت لایه های تثبیت شده شن کرده بسیار جدی است، علاوه بر آن کارخانجات شن وماسه باعث فرسایش سریع خاک درمناطق اطراف می شود (1) یکی دیگر از آلودگی های سنگ شکن ها جاری شدن پساب انها در سطح زمین و نفوذ به آبهای زیر زمینی می باشد.همچنین گفته می شود مصرف آب کارخانجات شن وماسه ساعتی 800 مترمکعب می باشد. اگر میخواهیم به تناقض درعمل نرسیم باید به این سوال پاسخ دهیم که مسئولان استان هرمزگان که دائما از بحران بی آبی سخن می گویند چرا با وجود تعداد زیاد کارخانه های شن وماسه درمنطقه قصد دارند مجوز جدید صادر کنند. چرا توان زیستی و اکولوژیک منطقه در نظر گرفته نمی شود.طبیعت دوستان منطقه می گویند:« قبلا که به کوه می رفتیم همه سنگ بود.بوته بود.درخت و درختچه بود.در فصل بارندگی انواع گیاهان خوردنی و دارویی در کوه و دره ها می روئید. هوای پاک و تازه بود. اما اکنون همه چیز تخریب شده، کوه پر از جاده و راه شده و با هر وزش ملایم باد، باید گرد و خاک استشمام کنیم.» سال به سال کوه های منطقه از نظر پوشش گیاهی فقیرتر می شود.هر روز تعدادی کهور و کنار از درختان ارزشمند بومی منطقه توسط لودر و بیل مکانیکی از جا کنده می شود. اگر روزی در هر سنگ شکن یک درخت از جا کنده شود، توسط 30 سنگ شکن موجود روزی سی درخت از جا در می آید. با این حساب تعداد درختان و بوته های از جا کنده شده در ماه و سال می تواند چه رقم نگران کننده ای گردد. آن هم در یک منطقه کم آب و کم بارش که به شدت به تداوم حیات این گونه های بومی نیاز داریم. کارخانه سنگ شکنی که اخیرا مجوز فعالیت گرفته است قرار است در منطقه تاریخی بردول شروع به کار کند.بردول علاوه بر ارزش های زیستی، گردشگری دارای هویتی تاریخی نیز می باشد. پیش از به وجود آمدن شهر گاوبندی یا پارسیان کنونی مردم در بردول ساکن بوده اند.آثاری از آسیاب های آبی، جوی های ساروجی و قنات ها هنوز در تنگه ی بردول وجود دارد که با احداث سنگ شکن در این منطقه، علاوه بر هویت زیستی؛ این هویت تاریخی نیز در معرض آسیب و نابودی قرار می گیرد.پیش از این شاهد مشابه این اتفاق ناگوار در منطقه تفریحی و تاریخی تنگ سریدون بودیم.که با احداث سد و سپس احداث کارخانه سنگ شکن عملا هویت تاریخی و تفریحی منطقه آسیب فراوان دید. این در صورتی است که گردشگری جزو یکی از مهمترین موارد طرح ششم جامع توسعه کشور می باشد؛ آیا هیچ در این صدور پی در پی این مجوزها به مطالعه آمایش سرزمینی و حفظ تعادل زیست محیطی توجه شده است . باید بگوییم ما منابع تجدید ناپذیری را از دست می دهیم، در حالی که رویش قارچگونه کارخانه ی شن وماسه در منطقه ی پارسیان همچنان ادامه دارد و محیط زیست منطقه را ويران كرده اند؛ علاوه بر برداشت بی رویه از آب سفره های زیرزمینی، پساب هاي خود و ذرات ریز رس را بر روی زمین پهن می کنند تا ديگر هيچ آبي در زمين نفوذ نكند. چرا باید به بهانه ایجاد اشتغال بیم فردا را از دل به در کنیم.فردایی که به زودی خواهد رسید.فردایی که نه تنها سلامتی و زیست بی دغدغه در معرض خطر قرار می گیرد بلکه اثری از این اشتغال را باقی نخواهد گذارد. تاکنون تشکل های زیست محیطی و اجتماعی-فرهنگی شهرستان با مراجعه به مسئولان شهرستان و مکاتبه با ادارات زی ربط و شوراها اعتراض و نگرانی خود را ابراز داشته اند و انتظار دارند مسئولان امر به این نگرانی ها و اعتراضات اعتنا و توجه نمایند و در اعطای مجوزها و پاسخ به استعلام ها تجدید نظر نمایند و در هنگام هر گونه تصمیمی و قید امضایی این اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی را در نظر داشته باشند که می گوید:« حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات رو به رشدی داشته باشند ، وظیفه عمومی تلقی می گردد.از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است»
(1) خبرگزاری مهر-ویژه نامه تهران-مقاله دکتر محمد رضا ثروتی دانشیار دانشکده علوم و زمین دانشگاه شهید بهشتی تهران(عنوان مقاله:مسایل مربوط به جابه جایی شن، ماسه و ذرات ریز بوسیله باد در زیرزمین های خشک وکم آب)
جنوب را با آفتابش می شناسند.آفتابی که ما افتو اش می خوانیم.افتو می خواهد روایتگر روزگار باشد.در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی درقالب مقاله های تحلیلی،گزارش ها و دلنوشته ها خاصه از شهر و دیارم گاوبندی. از پس روزمرگی ها نوری بیفکنم بر آنچه را کمتر به چشم می آید و یا در غبار زمانه گم گشته است.تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.