تجربه ای تازه
گزارشي از سه روز حضور در كارگاه تسهيل گري مدرسه طبيعت كاوي كنج مشهد👇🏼
حضور در كارگاه آموزش تسهيلگري مدرسه طبيعت كاوي كنج مشهد يك تجربه منحصربه فرد بود.دور از هياهوي و شلوغي هاي شهر مشهد در كوچه ١٠٩ بزرگراه آزادي مدرسه طبيعت كاوي كنج واقع شده است. دربي سبز رنگ با پلاك ٩ بي هيچ تابلويي. با ورود به مدرسه سگي بزرگ جثه كه بعد مي فهميم اسمش سورو است به استقبالمان مي آيد.سگي كه علارغم هيكل ترسناكش مهربان است و به خوش آمد گويي هر تازه واردي مي آيد.از همه جا براي آموزش تسهيل گري آمده بودند.از شمال، جنوب، غرب، شرق و مركز كشور.از پزشك متخصص كودكان و دانشجو، مهندس معماري وكارمند تا زن خانه دار، مربي مهد كودك، كارگر ساده، نوازنده دوتار، معلم و مدير مدرسه.كارگاه تئوري و عملي در دو مكان مدرسه طبيعت كاوي كنج و باغ فردوس انجام شد.در فضاهايي بسيار خودماني، صميمي و راحت.ميزبانان در طول برگزاري كارگاه در پذيرايي سنگ تمام گذاشته اند. همه اينها ما را غافلگير مي كند و دور از تصورمان است.كيفيت ارائه مطالب هم همينگونه بود.فقط عيبش در فشردگي انبوه موضوعات ارزشمند و عميق در مدت زمان كوتاه بود كه فرصت جا افتادن همه مطالب را در ذهن فراهم نمي كرد.كلاس با حرف هاي هانيه يكي از تسهيل گران مدرسه آغاز مي شود اما در ادامه اين محسن است كه بار ارائه بخش بيشتري از مطالب را به عهده مي گيرد.محسن با ظاهري بسيار ساده و بي شيله پيله كه در نظر برخي ممكن بود نامناسب هم بيايد در طول ارائه مطالب نشان مي دهد كه چقدر مسلط است و دانش كار را به خوبي فراگرفته است.او به خوبي ما را با بنيان نظري و فلسفي مدرسه طبيعت بر اساس تازه ترين پژوهش ها با ارجاع به منابع و مستندات آشنا مي كند.ارائه هاي محسن اصلا خسته كننده نبود. در بين آن كليپ ها و تصاويري به نمايش در مي آمد.از همه جذاب تر روايت هايي از تجربه تسهيلگري كه در ميان برنامه ها نقل مي شد.روايت هايي كه از زبان هانيه، مرضيه، شبنم و فهيمه نقل مي شد.روايت هايي شيرين از ماجراجويي ها، خيالپردازي ها و گفتگوهاي چالشي بچه ها با تسهيلگران.روز دوم و سوم كارگاه استاد وهاب زاده هم در ميانه برنامه حضور يافت.همان وهاب زاده اي كه مي شناختيم.مهربان، دور انديش و عميق. در نگاهش پيداست كه افق هايي را مي بيند كه بسياري نمي بينند.با ظاهري بسيار ساده.به ابهامات و سوالات با سخناني جذاب و شيرين و استدلال هايي قوي پاسخ مي دهد.اهل بذله گويي و شوخي هم هست.با كودكان مدرسه بسيار راحت است.با آنها بازي مي كند و وارد دنياي كودكانه اشان مي شود.در پايان روز سوم كارگاه همه شركت كنندگان به ترتيب روايت ها و قصه ها و تجربه هاي خود را بازگفتند.اينكه چه شد كه براي آموزش تسهيل گري به مشهد و مدرسه طبيعت كاوي كنج آمدند.قصه هايي كه گاهي با خنده و گاهي با اشك توام شد.
كارگاه سه روزه با عكس يادگاري با استاد وهاب زاده به پايان رسيد.در طول كارگاه سوال هاي بسيار و بحث و گفتگو هاي بسيار از سوي شركت كنندگان مطرح شد.بسياريشان پاسخ داده شد.برخي را قانع كرد و شايد برخي را نه. اما از ابتدا هم قرار نبود كه با پايان كارگاه پاسخ همه سوال ها را دريافته باشيم و همه تضاد ها برايمان برطرف شده باشد. قرار بر اين بود كه ما سوال هايمان را دقيق تر كنيم و به همراه تضادها با خود حمل كنيم.اين سوال ها، تضادها و چالش ها هستند كه ما را به جستجو و تكاپو مي اندازند و به ما در زندگي اميد مي بخشند.

جنوب را با آفتابش می شناسند.آفتابی که ما افتو اش می خوانیم.افتو می خواهد روایتگر روزگار باشد.در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی درقالب مقاله های تحلیلی،گزارش ها و دلنوشته ها خاصه از شهر و دیارم گاوبندی. از پس روزمرگی ها نوری بیفکنم بر آنچه را کمتر به چشم می آید و یا در غبار زمانه گم گشته است.تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.