همایش گرامیداشت زبان مادری
همایش گرامیداشت زبان مادری از سوی انجمن «اندیشه پویا و همگامان راه توسعه» شهرستان پارسیان، در تاریخ یکم اسفند، در سالن شهید تند گویان، در میان استقبال پر شور مردم برگزار شد.
ابتدا آقای علی صمدی، استاد دانشگاه و مجری-سخنران برنامه، پشت تریبون قرار گرفت. وی به مناسبت همین روز، به موضوع ادبیات عامیانه پرداخت. ایشان اشاره نمود که ادبیات عامیانه نشان می دهد، گذشتگان ما، چهسان پاک، از خواستهها و تمنیات خود سخن میگفتند. ادبیات عامه زمانی اهمیت ویژه یافت که فولکوریک به عنوان رشتهای علمی در جهان معرفی شد. هنر شفاهی یکی از اصول بنیادین برای شناخت هر جامعه است. ساختمان ادبیات عامیانه بر اساس واقعگرایی و خیالپردازی شکل گرفته است. هنر شفاهی تلقیهای ساده گذشتگان از زندگی و مرگ را نشان میدهد که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. اسطوره، قصه، ترانه و مَثَل، بیش از صور دیگر ادبیات عامیانه و جدا از سرگرم کردن مردم، نقش ثباتدهی، نظمبخشی و آموزشی را به عهده داشتهاند و همچنین ارزشها را از نسلی به نسل دیگر منتقل کردهاند. وی در ادامه با اشاره به برخی واژههایی که در گذشته به کار رفته اند، افزود: در گذشته چون زندگی ساده بود، زبان هم ساده بود. امروزه چون ابزارها فراوان شده است، واژه ها هم فراوان شده است.
در ادامهی برنامه آقای رادمهر، فرماندار محترم شهرستان، در سخنانی به اهمیت زبان مادری پرداختند و بر تقلید نکردن از فرهنگهای دیگر تاکید نمودند. آقای رادمهر گفتند: وقتی بخواهیم جامعه را توسعه دهیم، باید اهمیت زبان مادری در توسعه را نیز در نظر بگیریم و در این زمینه خانوادهها، نقش مهمی را بر عهده دارند.
در قسمت سوم برنامه، نوبت به آقای یوسف مبارکی، یکی از کنشگران اجتماعی رسید. این فرهنگی بازنشسته که دستی در نمایشنامه نویسی هم دارد، ابتدا شعری با عنوان "پای تنیر" به گویش «اَشُمی» خواند و سپس قصهی "مرغ گل باقلهای "را که با گویش محلی نوشته بود، برای حاضرین خواند.
در قسمت چهارم برنامه، کلیپی از عکسهای مردان و زنان قدیمی، در حال کار و زندگی نشان داده شد.
در بخش دیگری از برنامه، آقای یوسف زنگیزاده، شعری را به گویش کوشکناری خواندند.
در قسمت ششم همایش، کلیپی از نغمهخوانی، شعرخوانی و روایت گویی مردان و زنان قدیمی نشان داده شد که از گویشهای متنوع موجود در شهرستان، حکایت داشت. این قسمت به شدت مورد توجه حاضرین در همایش قرار گرفت.
سپس محمود متوکل که مقام سوم "جشنواره بومی محلی قشم" را کسب کرده بود، یکی از سرودههای زیبای خود را خواند.
در قسمت هشتم همایش، مهمان ویژه همایش، خانم دکتر بهجت نجیبی، پشت تریبون قرار گرفتند. ایشان از اساتید برجسته زبانشناسی استان، پژوهشگر حوزه گویش های محلی هرمزگان و صاحب مقالات علمی متعدد و کتاب در زمینهی زبان فارسی و گویشهای هرمزگان می باشند. همچنین ایشان سابقه همکاری با فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی را هم در کارنامه خود دارند. دکتر نجیبی، ابتدا با اشاره به روز ۲۱ فوریه برابر با سوم اسفند، روز جهانی زبان مادری، ابراز داشتند: یونسکو بدین جهت روزی را به نام زبان مادری در نظر گرفته است تا به مردم جهان بگوید در هر کجا که هستید زبان مادریتان را ارج نهید. زبانِ یک ملت، شناسنامه و هویت یک ملت است و تفکرات یک ملت، به وسیله زبان بیان می شود. جای بسی خوشحالی است که زبان فارسی پس از پشت سر گذاردن مصائب تاریخی تا امروز حفظ شده است و این مدیون سخنورانی همچون حافظ، سعدی، فردوسی، نظامی گنجوی و دیگر بزرگان زبان فارسی است. زبان فارسی خود مجموعهای از گویش ها و لهجههای مختلف است که ارزشی همسان با کتیبههای هخامنشی و کتیبههای اوستا دارند. در این جمع بسیار جای سپاس بود که کسانی از شما آمدند و به گویش اَشُمی و لهجه بوشهری سخن گفتند. دکتر نجیبی در ادامه به تعریف زبان، گویش و لهجه پرداخت. بشر به وسیله زبان میتواند با یکدیگر ارتباط برقرار کند. زبانشناسان، زبان را دارای دو ویژگی میدانند. زبان یا باید زبان رسمی مملکت، زبان دانشگاهی یا زبان کتابت باشد یا خود دارای مادری باشد. مانند زبان عربی که از خانواده «سامی» است و زبان ترکی که از خانواده «آلتایی» و زبان فارسی که از خانواده «هند و اروپایی» محسوب می شود. لهجه از نظر آوایی با «زبان معیار» متفاوت است. اما گویش، هم از نظر واژگان و هم از نظر آوا و ساخت فعل با «زبان معیار» فرق می کند. مثلاً جزیره لارک با قشم تنها ۷ مایل فاصله دارد.
اگر ساکنان این دو جزیره با هم مراوده نداشته باشند، متوجه گویش هم نمیشوند. ایشان در قسمتی دیگر از سخنان خود به صَرف مضارع فعل «رفتن» در زبان فارسی و در گویش های اَشُمی، بندری و فینی پرداخت و آنها را با یکدیگر مقایسه کرد. وی افزود گوناگونی گویشها بسیار ارزشمند و زیباست. در آثار بزرگان ادب فارسی مانند فردوسی بزرگ فعل «خوردن» بهصورت «خُاَردَن» آمده است. به همین شکل که در گویش برخی از شما مردم وجود دارد. یا واژه «خوش» را نظامی به صورت «خُ اَش» در شعر خود آورده است. همانطور که در گویش مردم «دشتی» شهرستان پارسیان تلفظ میشود. جای پای این واژهها در اشعار بزرگان ادب فارسی نیز وجود دارد. واژگانی همچون «دی»، «دُت» و «پُس». خانم نجیبی متذکر شدند که نترسید از اینکه با کودکانتان به گویش خودتان حرف بزنید. آن ها «فارسی معیار» را هم یاد خواهند گرفت. مگر پدران شما نمیتوانند فارسی صحبت کنند. این پژوهشگر هرمزگانی خاطرنشان نمود که زبان برای بیان «مفهوم» است. وقتی کولرهای گازی جای بادگیرها را گرفتند، واژه بادگیر هم از بین می رود. وقتی «مفهوم» از بین می رود «واژه» نیز از بین می رود. در شهر شما درختان چینی جای درختان بومی را گرفتهاند. وقتی درختان بومی نابود میشوند فرهنگ ما نیز نابود میشود. من از شاگردانم میپرسم کَهور، کَرَت، کُنار یا گل ابریشم را دیدهاید. زبان مجموعهای از این واژههاست. من بسیار خوشحالم که به عنوان معلم، در دانشگاه توصیه میکنم که تمام پایان نامههای دانشجویان، به تحقیق در گویش های محلی بپردازند. یکی از همشهریان شما، خانم حسینپور، پایان نامهاش را به «نمود طبیعت در ادبیات شفاهی مردم پارسیان (گاوبندی)» اختصاص داده است. داور فسایی گفت من دو بار این پایاننامه را خواندم و هر بار لذت بردم. در حال حاضر روی شش گویش برای فرهنگستان کار می کنم. ۱۵۰۰ واژه، بیش از ۴۰ فعل لازم، متعدی و مرکب.
گویش مردم هرمزگان ریشه در فارسی پهلوی دارد.
اکنون در قشم تمام ساحل را بازار ساختهاند. کودک ما «کالِنگ» (نوعی صدف) را از کجا ببیند. بیایید زبانمان را زنده نگه داریم. نشانی از معماری خاص بومی در این شهر ندیدم. چرا نباید سازمان میراث فرهنگی به عنوان نماد، یک خانه محلی بسازد. وقتی مفهوم نیست زبان هم از بین می رود. خیلی خوشحالم جوانانتان اینجا آمدند و گویش را زنده کردند. واژهها را جمعآوری کنید و بنویسید تا همه ما بتوانیم اسنفاده کنیم. خوشحالم که گامی در این زمینه برمیدارم. بیایید دست به دست هم بدهیم تا گویشمان را زنده نگه داریم.
پایان بخش برنامه، اجرای موسیقی محلی (نیانبان و تنبک)، با هنرنمایی نوازنده های محلی بود که نشاط بیشتری را به همایش بخشید و در آخر از حاضرین با شیرینیهای محلی پذیرایی به عمل آمد.

جنوب را با آفتابش می شناسند.آفتابی که ما افتو اش می خوانیم.افتو می خواهد روایتگر روزگار باشد.در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی درقالب مقاله های تحلیلی،گزارش ها و دلنوشته ها خاصه از شهر و دیارم گاوبندی. از پس روزمرگی ها نوری بیفکنم بر آنچه را کمتر به چشم می آید و یا در غبار زمانه گم گشته است.تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.