جهان ما به کدام سو رفته است؟
جهان ما به سمت روابطی صلح آمیزتر رفته است یا به سمت جنگ و خشونت بیشتر.آیا صلح آرمانی دست نیافتی است یا نتیجه ای قابل حصول.ما در منطقه ای از جهان زندگی می کنیم که در محاصره جنگ ها و خشونت های بی پایان قرار دارد. خبرهایی که روزانه از یمن،عراق، سوریه،لیبی ،فلسطین و نیجریه می شنویم ما را به این یقین می رساند که جهان به سمت خشونت بیشتر پیش می رود و از صلح جز نامی باقی نمانده است.اما کمی ارتفاع گرفتن از منطقه خاورمیانه و نگاهی تاریخی به جهان شاید ما را به قضاوتی دیگر برساند.مجله اندیشه پویا ترجمه مطلبی از نیویورک تایمز را به چاپ رسانده است به عنوان :"وداع با قرن های آلوده به خون". در این مقاله با اشاره به به پیمان صلح اخیر میان دولت کلمبیا و نیروهای مسلح انقلابی (فارک) نوشته است این جنگ پنجاه و دو ساله تنها مناقشه مسلحانه در نیمکره غربی و آخرین جنگ باقی مانده از دوران جنگ سرد البته به معنای کلاسیک آن است که اکنون دیگر کاملا ناپدید شده است.در این نوشتار با اشاره به چند دهه قبل مثال آورده است که این بخش از جهان گرفتار چه حجم عظیم از جنگ و خشونت بین کشورها یا جنگ های داخلی و یا حکومت های نظامی که با کودتا به قدرت رسیدند، بوده است که هر کدام صدها هزار کشته برجا گذارد.جنگ در گواتمالا،ال سالوادور،پرو و کلمبیا بین نیروهای مسلح چپ و دولت های تحت الحمایه آمریکا.حمله آمریکا به پاناما و گرانادا.جنگ های بین انگلیس و آرژانتین،اکوادور و پرو،سالوادور و هندوراس.این مقاله اشاره می کند در سال 1981گواتمالا،آل سالوادور،هندوراس،پاناما،سورینامی،برزیل،پاراگویه،شیلی،اروگویه و آرژانتین حکومت های اقتدارگرا و نظامی داشتند اما امروزه دیگر هیچ حکومت نظامی در قاره آمریکا وجود ندارد.هیچ کشوری با کشور دیگر نمی جنگد و هیچ کشوری با شورشی بزرگ روبرو نیست.در اروپای غربی قرن های آلوده به خون که نقطه اوجشان دو جنگ جهانی بود،جایشان را به هفت دهه صلح پایدار داده است.در شرق و جنوب شرق آسیا در جنگ های میانه قرن بیستم فتوحات ژاپن،جنگ داخلی چین و جنگ کره و ویتنام میلیون ها قربانی گرفتند.امروزه این مناطق عاری از هر گونه نزاعی است.به گفته نویسنده این مقاله جنگ های جهان در حال حاضر در منطقه ای از پاکستان تا نیجریه را در بر گرفته است.منطقه ای که یک ششم جمعیت جهان را در خود جای می دهد.یعنی از هر شش نفر جمعیت جهان پنج نفرشان در مناطقی عاری از خشونت و جنگ مسلحانه زندگی می کنند.هر چند که انواعی دیگر از خشونت می تواند در این مناطق وجود داشته باشد اما آن نیز قابل کاهش دادن است به طور مثال کلمبیا در عرض 25 سال نرخ قتل بر اثر خشونت مافیا را شصت درصد کاهش داده است.این مقاله در پایان به این نتیجه رسیده است که اگر تا این مرحله جلو آمده ایم ،می دانیم که از این جلوتر هم می توانیم برویم.نویسنده نیویورک تایمز می گوید:"جوامع عبور کرده از مناقشه همیشه شکننده و آسیب پذیر هستند و با خطر برگشت به جنگ مواجه می باشند.فقط تلاش مداوم ،حمایت و هوشیاری مردم می تواند دستاوردهای کنونی را قوام بخشد و توسعه دهد." به گمانم در این میان آنچه قوام دهنده جوامع است و می تواند صلح پایدار را تضمین کند و جوامع را از افتادن در ورطه خشونت نجات دهد یکی همین نهادهای مدنی هستند که رفتارهای مردم را مدنی تر و بهداشتی تر می گردانند و همچنین می توانند در مواقع نابسامانی کشور ،مردمشان را از در افتادن در خشونت کور نجات دهند.پس با نگاه به تاریخ جهان امیدمان به صلح افزون تر می شود.و همانگونه که مقاله نیویورک تایمز نتیجه گرفته است"صلح نه یک رویای آرمان شهری که یک نتیجه دست یافتنی است".
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 9:32 توسط سالم توكلي
|
جنوب را با آفتابش می شناسند.آفتابی که ما افتو اش می خوانیم.افتو می خواهد روایتگر روزگار باشد.در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی درقالب مقاله های تحلیلی،گزارش ها و دلنوشته ها خاصه از شهر و دیارم گاوبندی. از پس روزمرگی ها نوری بیفکنم بر آنچه را کمتر به چشم می آید و یا در غبار زمانه گم گشته است.تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.